پشت هیچستان |
آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است... |
مارگوت بیکل - احمد شاملو
برای تو و خویش چشمانی آرزو میکنم که چراغها و نشانهها را در ظلماتمان ببیند؛
گوشی که صداها و شناسهها را در بیهوشیمان بشنود؛
برای تو و خویش روحی که اینهمه را در خود گیرد و بپذیرد؛
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد،
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم.
نقل از کتاب «سکوت سرشار از ناگفتههاست» سرودهی «مارگوت بیکل»، ترجمهی «احمد شاملو»