October 2010
2 posts
9 tags
ازخدابرگشتگان را کار چندان سخت نیست / سخت کار ما بوَد کز ما خدا برگشته است
– اشراق اصفهانی
12 tags
دستی مرا گرهگره به تو میبافد
تا آسمان سهچهار پله فقط کافیست اما وقتی تو نیستی تنها کمی سکوت و پنجره هم کافیست تنها کمی سکوت پنجره، شب، اندوه وقتی تو نیستی همین برای دلم کافیست من فکر میکنم به تو میدانم دستی مرا گره گره به تو میبافد دستی دوباره نقش تو را بر من نقش مرا به دست تو میبافد دستی دگر اگرچه کمین کردهست این نقش را از لحظههای تو بشکافد اما من فکر میکنم به تو میدانم چیزی شبیه معجزه در راه است ایمان من درخت...
September 2010
16 posts
9 tags
7 tags
7 tags
نفس نکش بخند بگو سلام
میگوید: «عاشقی یعنی چی؟»
میرمحمّد میگوید: «یعنی من روزی صد دفعه فدای تو بشوم تو نفهمی - نبینی شدهام.»
~نقل از کتاب «نفس نکش بخند بگو سلام، پردهخوانی در یک مجلس» اثر حسن بنیعامری
10 tags
تو اگر بستهای بار سفر،
تو اگر نیستی دیگر،
پس چرا از همهجا
من صدای تپش قلب...
– عمران صلاحی
7 tags
5 tags
10 tags
ای همه مردم! در این جهان به چه کارید؟
عمر گرانمایه را چگونه گذرانید؟
هر چه به...
– فریدون مشیری
5 tags
وطن آدمی آنجاست که عشق و کلمه و ایمان را حرمت میگذارند. اما او وطنی نداشت و...
– عرفان نظرآهاری
7 tags
حیف است سیب را نچیده بمیریم
سیبی که در نگاه تو میچرخد آدم را وسوسه میکند بیا از این جهنم فرار کنیم اندازهی همین یکی دو سطر فاصله داریم از تیررس نگاه این فرشتهها که دور شویم بهشت که نه نیمکتی را نشان تو خواهم داد که مثل یک گناه تازه وسوسهانگیز است باید شتاب کنیم اما تو… باید مواظب موهایت هم باشی شاخههای این درختهای کنار خیابان گیره از موی دختران میربایند باد هم که نباشد برای پریشانی این شهر هزار بهانه پیدا...
6 tags
5 tags
17 tags
8 tags
12 tags
8 tags
بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار / فکری به حال خویش کن! این روزگار نیست
– عماد خراسانی
9 tags
دستی مصنوعی، آلوده به نمازهای ریایی، جهان را دو نیمه کرد: نیمی علی، نیمی دیگر...
– http://eslamibidgoli.blogfa.com/post-135.aspx
August 2010
21 posts
14 tags
18 tags
9 tags
از سبز به سبز
من در این تاریکی فکر یک برهی روشن هستم که بیاید علف خستگیام را بچرد. من در این تاریکی امتداد تر بازوهایم را زیر بارانی میبینم که دعاهای نخستین بشر را تر کرد. من در این تاریکی در گشودم به چمنهای قدیم، به طلاییهایی، که به دیوار اساطیر تماشا کردیم. من در این تاریکی ریشهها را دیدم و برای بتهی نورس مرگ، آب را معنی کردم.
سهراب سپهری، از کتاب حجم سبز
12 tags
بهای هر لحظه وجد را باید با رنج درون پرداخت، به نسبتی سخت و لرزآور به میزان آن...
– امیلی دیکنسون - احمد شاملو
10 tags
6 tags
یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند و به جای اولش برگردد اما در همین مدت، یک حقیقت...
– مارک تواین
16 tags
تو که با ما سر یاری نداری
دو زلفانت گِرم تار ربابُم چه میخواهی ازین حال خرابُم تِه که با مو سر یاری نداری چرا هر نیمهشُو آیی به خوابُم
بابا طاهر عریان
12 tags
14 tags
6 tags
همچو بوی گل که در آغوش گل و از گل جداست / هم برون از عالمی هم در کنار عالمی
– صائب تبریزی
8 tags
خدای من زیباست
دیوارهای خالی اتاقم را از تصویرهای خیالی او پر میکنم خدای من زیباست خدای من رنگینکمان خوشبختیست که پشت هر گریه انعکاساش را روی سقف اتاق میبینم من هیچ با زبان کهنه صدایش نکردهام و نه لای بقچهپیچ سجاده رهایش! او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و من در نهایت حیرت حالا گاهگاهی که به هم خیره میشویم تشخیص خدا و بنده چه سخت است
~ رؤیا زرین
8 tags
7 tags
چون عاشقی آمد سزاوار نباشد این گفتار که «خدا در قلب من است»؛ شایستهتر آن که...
– جبران خلیل جبران
7 tags
ماییم و موج سودا...
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ترک من خراب شبگرد مبتلا کن ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده بر آب دیدهی ما صد جای آسیا کن خیرهکشی است ما را دارد دلی چو خارا بکشد کسش نگوید: ”تدبیر خونبها کن” بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن دردی است...
7 tags
4 tags
4 tags
9 tags
برنده: هنگامی که میبیند راهی که در پیش گرفته است با مسیر زندگانی او سازگار...
– برندگان و بازندگان، نوشتهی Sydney J. Harris - ترجمهی مینو پرنیانی و پروین مصطفوی
9 tags
به قمر بنیهاشم...! راست میگویم
حوصله کن صبح که باران آمد همهی ما زیر فوارهی گل سرخ نماز خواهیم خواند. این حرفها از تو بعید است سید علی! ابداً! تو فکر میکنی من بیخبر ماندهام که بر این مردم خسته چه می رود؟ من با یک عدهی عجیب سر دعوا دارم آقا! لگام بر دهان زنبق و ستاره میزنند به من میگویند تو نامحرم حضور عیش و انتظار علاقهای! خدایا نیزارهای خزانی به شکر نشستهاند. اما من پیش پای خود را خوب نمیبینم نمیدانم این تاریکی...
7 tags
July 2010
28 posts
11 tags
برنده: تا دم مرگ بیشتر از آنچه که میگیرد میدهد؛ بازنده: تا پای جان از این...
– برندگان و بازندگان، نوشتهی Sydney J. Harris - ترجمهی مینو پرنیانی و پروین مصطفوی
8 tags
4 tags
امروز همه سکوتام. میخواهی بشنوی؟ گوشهایت را بگیر.
– کتایون آموزگار
8 tags
8 tags
5 tags
ای کاش میتوانستند از آفتاب یاد بگیرند که بیدریغ باشند، در دردها و شادیهایشان،...
– بخشی از با چشمها از مجموعهی مرثیههای خاک
13 tags
5 tags
14 tags
اینک من و توایم؛ دو تنهای بینصیب
مو آن رندم که عصیان پیشه دیرم به دستی جام و دستی شیشه دیرم اگر تو بیگناهی رو ملِک شو مو از حوا و آدم ریشه دیرم
بابا طاهر عریان *عنوان برگرفته از شعر گریز سرودهی هوشنگ ابتهاج
8 tags
7 tags
Most people fail in life because they major in minor things.
– Anthony Robbins
7 tags
انگشتات را هرجای نقشه خواستی بگذار، فرقی نمیکند. تنهایی من عمیقترین جای جهان...
– لیلا کردبچه