پشت هیچستان

Notes

[Flash 9 is required to listen to audio.]
2 Plays
Ahmad Shamlou
Dar Jedal Ba Khamoushi

احمد شاملو

من بامدادم سرانجام؛
خسته،
بی آن که جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم.
هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست،
که پیش از آن که باره برانگیزی
آگاهی
که سایه‌ی عظیم کرکسی گشوده‌بال
بر سراسر میدان گذشته است
تقدیر از تو گدازی خون‌آلوده به خاک اندر کرده است
و تو را دیگر از شکست و مرگ
گریز نیست.

~در جدال با خاموشی از کتاب «مدایح بی‌صله» نوشته و دکلمه‌ی احمد شاملو

Filed under من بامدادم من بامدادم سرانجام بامداد احمد شاملو شاملو شعر نو دکلمه سالگرد دهم دوم مرداد 79 جدال با خاموشی مدایح بی‌صله مرگ را پروای آن نیست که به انگیزه‌ای اندیشد زندگی تصادف است، مرگ یک واقعیت

Comments (View)

blog comments powered by Disqus
Web Statistics