پشت هیچستان

Notes

ماییم و موج سودا…

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن
ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیده‌ی ما صد جای آسیا کن
خیره‌کشی است ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید: ”تدبیر خونبها کن”
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن
دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
از برق این زمرد هین دفع اژدها کن

مولانا جلال‌الدین رومی

Filed under رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن مولانا شعر مولوی

Comments (View)

blog comments powered by Disqus
Web Statistics